الشيخ محمد جواد الخراساني
45
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
شايد كسى بگويد : بالاخره اين اشخاص كه معترف به امامت مهدى عليه السّلام و ظهور او و تسلط او شدهاند بايد به طريقه شيعه درآيند ولو از جهت خوف بر جان ، زيراكه ايشان از مخالفينند ؟ جواب اين است كه : آنچه مانع ايشان مىشود از قبول طريقه شيعه دو چيز است : يكى غرور به صحت عقايد خود و اعمال خود چنانكه منصور دوانيقى روزى حديث كرد كه ناچار است از اينكه به نام مردى از آل ابو طالب از آسمان ندا شود سپس گفت : هرگاه چنين چيزى واقع شود ما اول كسى هستيم كه اجابت او كنيم او از بنى اعمام ماست . « 1 » آنان نيز خود را مخالف با او نمىبينند ، بلكه عقيدهء صحيح همان را مىدانند كه خود دارند و او را هم بر عقيدهء خود مىدانند . دوم خبر مجعولى است كه در هر باب بالاخره بىجعل نيستند و آن اين است كه مهدى چون ظهور كند و مردم او را ببينند همه به او ايمان آورند و بدون جنگ دنيا براى او آماده شود و هيچ خونى نخواهد ريخت و همه را عفو كند . با آن همه اخبار كه از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و از امير المؤمنين عليه السّلام و صحابه نقل كردهاند به اين خبر جعلى در مقابل اتكاء مىكنند پس ترسى بر خود ندارند . وجه سوم از جواب اجمالى اين ايرادها حاكى است از انكار و نفى ايرادكننده ، زيراكه خصم نافى و منكر درهر قضيّهاى گاهى بالصراحه نفى و انكار مىكند و گاهى انكار و نفى خود را به صورت ايراد و اشكال درمىآورد براى عاجز كردن طرف خود ، بنابراين مىگوييم نفى هر قضيهاى يا نفى امكانى است يا نفى ثبوتى - اين تقسيم ما در اينجا موافق ذوق عموم و فهم عمومى است نه برطبق مصطلح ، برحسب اصطلاح اولى را نفى ثبوتى و دوم را نفى اثباتى گويند - يعنى هركس هر چيز را نفى مىكند يا بايد نفى امكانى كند يعنى بگويد : اين امر
--> ( 1 ) - همان 3 / 279 ح 813 ؛ غيبت طوسى 433 ح 423 ؛ بحار 52 / 288 ح 25 .